X
تبلیغات
درددل
این روزها و پس از مذاکره ظریف و کری و مکالمه روحانی با اوباما بسیاری از دلسوزان و عاشقان انقلاب و امام و رهبری به انتقاد از این عمل پرداخته اند و این عمل را برخلاف مصالح انقلاب میدانند. اما موافقان و شیفتگان دولت اعتدال از آنطرف تمام سعی خود را میکنند تا این سفر را سفری درخشان و پربار برای انقلاب و مردم ایران جلوه دهند. موافقانی که با وزیدن باد تدبیر و امید پرچمشان را تمام و کمال به این باد سپرده و تمامی گذشته را به یکباره از یاد برده اند. این افراد (نظیر توکلی ها) برای درست جلوه دادن عمل روحانی از رهبری خرج میکنند و در جواب مخالفان میگویند که سیاست خارجی نظام حتما با هماهنگی رهبری بوده است. البته این حرف درست است. چون این امام خامنه ای است که سیاستگذار کلی نظام است و هر مسئولی بخواهد در جایی از این دنیا با کسی مذاکره کند یا گفتگو میبایست در راستای همین سیاستها باشد. اما در گذشته ما دیدیدم که بعضی از مسئولین کشور از همین مسئله سوء استفاده کرده و تمامی کارهای غلط خود را زیر همین حرف پنهان کرده اند. یکی از آنها آقای علی لاریجانی است که در سفر خود به مصر به دیدار مبارک رفت و به گفته شاهدان با هیئت ایرانی بسیار هم بد برخورد شد. آنروزها موافقان سینه چاک لاریجانی هم همین مسئله را علم کردند که با هماهنگی رهبری بوده است. البته بعدها رهبری معظم در جایی فرمود که آن دیدار با هماهنگی من نبوده است. آیا روحانی هم با اجازه رهبری مکالمه با اوباما داشته است یاخیر؟ الله اعلم!

+ نوشته شده توسط صحراکرد در دوشنبه هشتم مهر 1392 و ساعت 7:55 |
یکی از مواردی که همیشه و مخصوصا در مناظره های سال 88 به احمدی نژاد نسبت داده میشد این بود که احمدی نژاد با طرح موضوع هولوکاست به اسرائیل کمک کرد و آن هم این بود که کشورهای دنیا که پس از جنگ غزه از اسرائیل دور شده بودند دوباره پشت سر اسرائیل آمدند. این تحلیل بسیار آبکی است چرا که احمدی نژاد با طرح موضوع هولوکاست و 2 پرسش مربوط به آن به بزرگترین بهانه اسرائیل برای مظلوم نمایی حمله برد و از آن طرف هم آزادی پوشالی اندیشه و فکر را در اروپا و آمریکا زیر سئوال برد. اما اکنون منتقدان دیروز احمدی نژاد در برابر کمک روحانی به اسرائیل سکوت پیشه کرده اند. اما چه کمکی؟ ایشان در مصاجبه با cnn و به عنوان یک نظر تعیین‌کننده و برگ برنده! پیشنهاد دادند که اسرائیل (!) نیز باید به معاهده NPT بپیوندد. این پیشنهاد ایشان به نوشته روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» هیئت‌های سیاسی را «بهت‌زده» کرد. چرا، زیرا پیشنهاد آقای روحانی، «امتیاز» بزرگی بود که رژیم صهیونیستی به عنوان یک آرزو دنبال می‌کند و آن، به رسمیت شناختن موجودیت اسرائیل است!

+ نوشته شده توسط صحراکرد در یکشنبه هفتم مهر 1392 و ساعت 11:47 |
سایت الف در مورد بی تفاوتی بازار دلار به شوک خبر صحبت روحانی و اوباما مطلبی نوشته و در آن به چهار تحلیل پرداخته است. اعم از اینکه تغییرات در بلند مدت آغاز میشود، علل عدم تغییر تحریم است و ... . که البته به این نکته مهم هم نپرداخته که اصلا لبخند ظاهری آمریکا هیچ دردی را دوا نمیکند و باید منتظر اقدامات عملی امریکا باشیم. اما نکته خنده دار کامنتی است که در سایت اقتصاددان بزرگ ایران!!!!!!!! آمده است. شخصی کامنت گذاشته که "چرا دروغ مینویسید، ظهر تا 2800 رسید بعد که براداران عزیز کفن پوش لنگه کفش پرت کردن برگشت به حالت اول" واقعا این دوست عزیز فکر میکنند که پرتاب یک لنگه کفش (که اگر پرتاب شده باشد) باعث افزایش 200 تومانی قیمت دلار میشود؟ اگر اینگونه است که دیگر چرا به احمدی نژاد برای افزایش قیمت دلار خرده میگیریم. اگر بابت هر توهین و تهمت احمدی نژاد یک ریال هم به دلار اضافه کنیم که دلار باید الان صدهزار تومان میشد.

+ نوشته شده توسط صحراکرد در یکشنبه هفتم مهر 1392 و ساعت 11:35 |
امروز سایت الق مطلبی رو در مورد افرادی که به نشانه اعتراض به مکالمه روحانی و اوباما به فرودگاه رفته بودند گذاشته و از اونا به نام افراطی های حداقلی یاد کرده و مدعی شده که اینها خودجوش نبودند و خط گرفتند. البته اینکه سایت الف به این مطلب توجه میکنه ولی به آوردن بچه مدرسه ای ها برای استقبال از رئیس جمهور تدبیر و امید توجهی نشون نمیده خیلی مد نظر من نیست. اما نکته جالب توجه اینه که الف در این مطلب به توهین به رئیس جمهور اعتراض میکنه و اولین کامنت زیر این خبر هم مینویسه که "باید اینها رو دستگیر کنن. مگه توهین به رئیس جمهوری جرم نیست؟" در جواب باید گفت بله! توهین به رئیس جمهور جرمه و توهین کنندگان باید دستگیر بشن. اما برای اینکار ابتدا باید تمامی کسانی که از لحظه اول حضور احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهوری در سال 84 تا 12 مرداد 92 که رئیس جمهوری رو تحویل داد بهش توهین کردن و از همه مهمتر خود توکلی و تمامی کسانیکه در کامنتهای این سایت به احمدی نژآد توهینهای بی شرمانه کردند دستیگر بشن. یادمون نرفته که احمدی نژاد دروغگو، رمال، فاشیست، کوتوله احمق، دیکتاتور و ... خونده شد. یادمون نرفته که در دانشگاه امیرکبیر عکسش رو لنگه کفش زدند و آتش زدند. همه کسانیکه اون موقع این اقدامات رو شجاعانه، خودجوش، و نشانه آزادیخواهی دونستند حالا هم نباید انتظار داشته باشند به رئیس جمهور محبوبشون توهین نشه.

+ نوشته شده توسط صحراکرد در یکشنبه هفتم مهر 1392 و ساعت 11:26 |
خاطره ای هست از سردار سعید قاسمی با عنوان "هلو مای فرند" که در آن خاطره حاج سعید میفرمایند که همیشه حاج همت به ما میگفت بکه بجنگید، اگر نجنگید میایند و عنانتان را بدست میگیرند. حاج سعید میگفت که ما این حرف حاج همت را نفهمیدیم تا قطعنامه 598 و زمانیکه سربازان سازمان ملل برای خط صلح به مرز ایران و عراق آمدند. آن موقع یک آمریکایی با لباس کابویی همراه با دیگر سربازان به ایران آمده بود و با من داخل آسانسور شد و به پشت من زد و گفت "هلو مای فرند" و آنگاه بود که حاج همت را تمام قد روبروی خود دیدم که میگوید بجنگید که اگر نجنگید میایند و عنانتان را بدست میگیرند. من همیشه این خاطره حاج سعید در خاطرم بود ولی شاید خیلی آنرا درک نمیکردم. تا امروز که در سرویس و در رادیو شنیدم که آقای روحانی در نیویورک تلفنی با باراک اوباما صحبت کرده است. شاید کمی اغراق باشد و شاید هم به من نیاید اینگونه حرف بزنم. اما بخدا قسم حاج همت با همان هیبتش جلوی من ظاهر شد و میگفت بجنگید که ... . ما نجنگیدیم. ما ترسیدیم. از گران شدن دلار ترسیدیم. از گران شدن ماشین ترسیدیم. از گران شدن نان ترسیدیم. از کم شدن مرغ سر سفره هامان ترسیدیم. از کوچک شدن اینچ تلویزیون هامان ترسیدیم. از کهنه شدن لباس هامان ترسیدیم. از کم شدن سفرها و خوش گذرانی ها ترسیدیم. و نجنگیدیم. مقاومت نکردیم. و آنقدر عقب نشستیم تا آمدند. آمدند و دیری نیست که عنانمان را بدست بگیرند. کسانی که خون به دل امام کردند. کسانیکه پشتیبان شاهی بودند که جوانان ما را به خاک و خون کشید. کسانیکه از منافقینی حمایت کردند که بهترین و عزیزترین کسان این مملکت را گرفتند و بیشه را از شیر خالی کردند. کسانیکه 17 هزار شهید به ما تحمیل کردند. کسانیکه ده سال جنگ به ما تحمیل کردند. کسانیکه مطهری و بهشتی و رجایی و باهنر و قدوسی و لاجوردی و صیاد و حاج همت و متوسلانی و باکری و باقری و برونسی ها را از ما گرفتند. کسانیکه هواپیمای مسافربری ما را منفجر کردند. کسانیکه رهبرمان را ترور کردند. کسانیکه فتنه 87 و 88 را به راه انداختند. کسانیکه آرزوی ذلت همه ما را دارند آمدند. آیا روحانی و ظریف زمان مذاکره با آمریکایی ها به این نکات فکر کردند؟

+ نوشته شده توسط صحراکرد در شنبه ششم مهر 1392 و ساعت 9:45 |
دکتر ظریف در شبکه توئیتر در پاسخ به کریستی پلوسی دختر نانسی پلوسی  رئیس سابق مجلس نمایندگان آمریکا که خواستار عدم انکار هولوکاست از سوی ایران شده بود نوشته بود که آن مردی که هولوکاست را در ایران انکار میکرد اکنون رفته است. خواستم مطلبی در این مورد بنویسم که دیدم آقای انبارلویی مطلب بسیار خوبی در روزنامه رسالت نوشته اند که میتوانید در اینجا بخوانید. اما حیفم آمد کامنت یکی از خوانندگان در زیر این مطلب را ننویسم:
آن مرد رفت، حالا نوبت کیست؟ نامردها!

+ نوشته شده توسط صحراکرد در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392 و ساعت 11:23 |
احمد توکلی نماینده مردم تهران (دلم برای تهرانی ها خیلی میسوزه) و اقتصاددان خودخوانده مجلس و مملکت این روزها صاحب یک شغل جدید شده است و آن هم ماله کشی است. و الحق و الانصاف هم که خیلی در این کار مهارت دارند. من به دو نمونه از این ماله کشی ها اشاره میکنم تا شما هم با من هم عقیده شوید که واقعا کار ایشان درست است. در روزهایی که همه کابینه روحانی را یک کابینه پیر و خسته معرفی میکردند که تحمل کار زیاد و شبانه روزی را از نوع آن کاری که احمدی نژاد و وزرایش داشت را نداشتند آقای توکلی سریعا دست به ماله (قلم) شد و گفت که اصلا چه کسی گفته کار زیاد کردن خوب است. و اصلا ضرب المثل کار نیکو کردن از پر کردن است اشتباه است. چون اگر وزرا زیاد کار کنند و مثل وزرای احمدی نژاد از صبح تا اواخر شب 16-17 ساعت کار کنند دو آفت دارد. یکی اینکه کار زیاد باعث خستگی میشود و انسان در زمان خستگی درست تصمیم نمیگیرد و دیگری اینکه انسان به خانواده اش رسیدگی نمیکند. و اصلا در اسلام رسیدگی نکردن به خانواده گناه است. و برای این مسئله از رهبری هم مایه گذاشتند و گفتند که ایشان در یک جلسه خصوصی به آقای نیکزاد وزیر مسکن و شهرسازی گفته است که انقدر زیاد کار نکنید! البته خود آقای توکلی هم بسیار نیک میدانند که این حرف هیچ پایه و اساسی ندارد. چراکه ایشان و همه ما میدانیم که کشور ما اکنون در یک جنگ نابرابر و تمام عیار با قدرتهای زورگوی دنیا به سر میبرد. و در زمانه جنگ و جهاد میبایست در همه زمینه ها حرکت جهادی انجام گیرد. میبایست کمتر خورد و خوابید و بیشتر تلاش کرد و از مال و جان و آبرو مایه گذاشت تا پیروزی حاصل گردد. مخصوصا اینکه ما میدانیم که در این جنگ برحقیم و این جنگ بین کفر و باطل است. اگر سخنان آقای توکلی را در این زمینه بپذیریم باید به همه رزمندگان دلاوری که خواب و خوراک را برخود حرام کردند و در جبهه های حق علیه باطل از جان و مال خود مایه گذاشتند ایراد گرفت که چرا خانواده خود را رها کردید و انقدر کار و تلاش کردید. و همه تلاش آنها را از نظر اسلام رد شده بدانیم. البته آقای توکلی این مسائل را درک نمیکند چراکه ایشان در آن ایام هم احتمال مشغول این بودند که چگونه میشود بدون فوق لیسانس دکتری گرفت. در یکی دیگر از ماله کشی های دکتر برای دولت جدید ایشان در واکنش به انتقاداتی که از آقای توفیقی سرپرست وزارت علوم و عزل و نصبهای ایشان میشود گفته اند که: "بیشترین اعضای وزارت علوم را طرفدار جریان اصلاح‌طلبی دانست و گفت: برای این وزارتخانه نمی‌توان یک اصول‌گرا را انتخاب کرد، البته باید از اصلاح‌طلبی استفاده کرد که پایبند به انقلاب و اصول نظام باشد." دکتر توکلی در ادامه گفته است: "ایشان (توفیقی) اظهار داشتند که نه قبل از 26 خرداد و نه بعد از آن، حرفی درباره تقلب و فتنه نزده‌اند، تنها روز بیست و ششم در مسجد دانشگاه تهران سخنرانی کرده‌اند که آن هم از سر عصبانیت بوده است (به تعبیر من).  توکلی افزود: آقای توفیقی با بر عهده گرفتن ریاست ستاد دکتر عارف قصد داشت تا در مقابل تحریم کنندگان انتخابات ایستادگی کند، چرا که او نظام و انقلاب را قبول دارد" تو را بخدا ماله کشی از این بهتر. آقای توکلی سخنان هتاکانه توفیقی در مقابل نظام را به بهانه عصبانیت ماله کشی میکنند. آن هم نه از قول توفیقی، چون ایشان حتی به این اندازه هم کوتاه نمی آیند، بلکه از قول خودش. و باز خنده دار تر اینکه گفته اند توفیقی میخواسته در مقابل تحریم کنندگان انتخابات بایستد. البته من این نوع رفتار توکلی را در چند مورد تحلیل میکنم. اولی: عناد و دشمنی عجیب توکلی با احمدی نژاد است که او را به حد دیوانگی رسانده است. توکلی هنوز پس از دو ماه از رفتن احمدی نژاد روزی نیست که در سایتش نقدی به او نکند و فحشی به او ندهد. گاهی اوقات با خواندن سایت الف احساس میکنی احمدی نژاد هنوز رئیس جهمور است. ایشان در همین سخنرانی و بدون دلیل از احمدی نژاد سخن به میان میاورد و شروع به کوبیدن او میکند. دومی: بینش کم سیاسی ایشان است. توکلی هیچ وقت آدم سیاسی قوی ای نبوده است. اگر خاطرات رقابت ایشان با هاشمی رفسنجانی و خاتمی را به یاد بیاوریم به این موضوع بیشتر پی میبریم. جایی که ایشان مثلا امید حزب اله بود اما با عملکرد ضعیف خود حزب اله را به مسخره کشاند. فکر میکنم توکلی با همین روحیه ماله کشی به خود قبولانده که من بخاطر نخبه بودنم و انقلابی بودنم حق دارم بدون فوق لیسانس دکتری بگیرم.

+ نوشته شده توسط صحراکرد در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392 و ساعت 9:57 |
کشور ما از آن دست کشورهایی است که حرف زدن در آن آسان است. البته حرف زدن و اظهار نظر کردن حق هر فردی است. هر فردی میتواند حرف بزند، انتقاد کند و ایراد بگیرد. از شخص اول مملکت تا افرادی در دور افتاده ترین روستاهای کشور حق دارند که به تمامی ارکان این نظام انتقاد وارد کنند. اما نکته اینجاست که زمانی که ما حرفی میزنیم میبایست مسئولیت آن را نیز بپذیریم. چه آنکه در بسیاری از مواقع این حرفها تبدیل به تهمت میشود. اما متاسفانه شما در کشور ما میتوانید یک سایت یا یک وبلاگ و یا حتی یک روزنامه ثبت کنید. در آن به راحتی بزرگترین تهمت ها را به مسئولین کشوری (البته به برخی از آنان) بزنید و کسی هم پیگیر کار شما نباشد. اگر آن فرد مورد اتهام واقع شده شکایتی کرد که به مزاج قوه قضاییه ما هم خوش آمد ممکن است اتفاق کوچکی بیفتد. اما دریغ از اینکه مدعی العموم در اینگونه موارد ورود پیدا کند و یا اصلا قوانینی محکم و واضحی وضع شود تا از این پدیده شوم جلوگیری کند. روزنامه بهار به بهانه ابقای مجدد صالح آبادی رئیس سازمان بورس توسط وزیر اقتصاد در مطلبی در روزنامه خود مطالبی برعلیه این فرد و احمدی نژاد و دولت دهم مینویسد که جالب توجه است. این روزنامه در اعتراض به این ابقا مدعی میشود که «در کارنامه تیم بورسی دولت احمدی‌نژاد، نقاط پرابهام، شبهه‌انگیز و منفی بسیاری هم در سالیان اخیر دیده شده و توسط کارشناسان و فعالان بازار بارها و بارها مطرح شده که بعضی از این انتقادات مربوط به عملکرد سلیقه‌ای مدیران بازار سرمایه و دستکاری شاخص‌ها و قیمت‌ها، مدیریت و مهندسی بازار و شاخص‌ها، قیمت‌گذاری‌های نامناسب، عرضه‌های اولیه کارشناسی نشده‌، عدم نظارت بر عملکرد بازار سرمایه، اقدامات حزبی و سیاسی، بعضی ورودهای شائبه انگیز به بورس، خصولتی‌(شبه دولتی)سازی شرکت‌ها به جای خصوصی‌سازی آن‌ها، درز اطلاعات پنهان از شرکت‌های بورسی، فساد در بعضی کارگزاری‌ها، در اختیار گرفتن بخش قابل توجهی از بازار توسط حقوقی‌های بازار، نفوذ جریان منتسب به انحرافی در بازار سرمایه، برخوردهای سلیقه‌ای و عدم انتقاد‌پذیری در مدیران بورس و... بوده است.»

جالب توجه است که در این مطلب پانزده نکته آورده شده که چهارده تای آن اتهام است. حالا این اتهام ها ثابت شده اند یا نه و یا اصلا این روزنامه میتواند آنها را در یک دادگاه صالحه ثابت کند. الله اعلم. اما نکته اینجاست که چرا یک روزنامه رسمی کشور در واکنش به یک ابقا توسط هم حزبی های خود باید این همه اتهام به افرادی که در این کشور مسئول بوده اند وارد کند و صدایی کوچک از کسی در نیاید. چرا قوه قضاییه نباید به این موضوع رسیدگی کند. حالا چون همه این اتهامات و فحشهای سیاسی به احمدی نژاد و تیمش داده شده نباید به آن رسیدگی کرد. چرا قوه قضاییه ای که در برخورد با وبلاگ نویسی که به علی لاریجانی انتقاد کرده بود نگذاشت شب به صبح برسد در اینجا انقدر منفعل میشود. حالا که احمدی نژاد رفته و آقای صالح آبادی کارگزار دولت روحانی محسوب میشود. ای کاش اینبار قوه قضاییه به این ماجرا ورود پیدا کند و برای یکبار هم که شده به بعضی ها بفهماند که اتهام زدن در اسلام جرم دارد و ما هم تابع قوانین اسلام هستیم. و فرقی هم ندارد فرد متهم شده علی لاریجانی باشد یا احمدی نژاد یا روحانی. البته اگر واقعا فرقی نداشته باشد.

+ نوشته شده توسط صحراکرد در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392 و ساعت 8:28 |
امروز آیت اله مکارم شیرازی مرجع تقلید شیعیان در دیدار با علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: امروز حجم زیادی از مشکلات در کشور وجود دارد و آقای روحانی وارث میراثی بسیار پیچیده است که البته باید با تدبیر و لطف و عنایت خداوند بر مشکلات فائق آیند.

همچنین ایشان گفتند من برای برگزاری انتخابات آرام در این دوره بسیار دعا کردم و بعد از نماز صبح دعای امن یجیب را خواندم.

ایشان همچنین از ارائه آمارهای غلط در دولت گذشته انتقاد کرد و فرمودند:
در چندین مورد نسبت به ارائه آمارهای غلط از سوی دولت پیشین تذکر دادیم و به عنوان نمونه در مورد آمار انحراف بنگاه‌های زود بازده یکی از مسئولان گفته بود ۴ درصد و دیگر گفته بود ۴۰ درصد انحراف داشته و ناموفق بوده‌اند که این آمار‌ها اختلافات زیادی با هم داشتند.

اما خود من از این مصاحبه و این سخنان آقای مکارم کمی شگفت زده شدم. اولا اینکه آقای مکارم چطور انسان ولایتمداری است که به سخن همیشگی رهبر معظم انقلاب در مورد بیان خوبی ها و بدی های دولتهای گذشته در کنار هم توجهی نمیکنند و تنها دولت گذشته را تخریب میکند. آقای مکارم چطور فهمیدند که 4 درصد دولت اشتباه است و 40 درصد آن دیگری درست. البته آن دیگری میرحسین و کروبی و یارانشان بودند که بعد از انتخابات آن ظلم بزرگ را به نظام روا داشتند. انتظار میرفت که آقای مکارم که اینقدر موشکافانه به مسائل دولت توجه میکرده است و به صراحت هم جبهه گیر میکنند علیه دولت کمی هم مقابل کسانی که سال 88 بدترین ظلم را به نظام کردند و زشت ترین صحنه ها را رقم زدند می ایستادند. اما تا جایی که من یادم است در حالیکه بسیاری از مردم در روزگار فتنه برای رهایی از شک و دودلی چشمان به قم و بیوت این عزیزان بود ایشان تنها بعد از حوادث روز عاشورا حاضر به محکوم کردن فتنه گران شدند. آیا اقدامات دولت نهم و دهم بسیار بدتر و هنجارشکنانه تر از اقدامات افراطی دولت و مجلس اصلاحات و افراطیون آنها بود. همانهایی که اصل اسلام و شیعه و امام زمان و مرجعیت را زیرسئوال بردند و تقلید از همین مراجع را به میمون تشبیه کردند. چطور جناب مکارم در آن روزگار انقدر خوب و موشکافانه به اقدامات دولت توجه نمیکرد و آنها را نقد نمیکرد. آیا ایشان در سال 88 هم همینقدر نگران انتخابات بودند و دعا کردند. اما چون آنجا احمدی نژاد حضور داشت ایشان بحث را شخصی کردند. چرا آقای مکارم به هیچ یک از سخنان فتنه انگیز آیت اله هاشمی و نامه سراسر بی ادبی ایشان به رهبر انقلاب واکنش نشان ندادند. انشاء اله که جناب آیت اله مکارم که بحق از بزرگان شیعه هستند اسیر مسائل شخصی نشوند و چشمشان را به روی کارهای خلاف امثال خاتمی و هاشمی و روحانی تنها بخاطر هم لباس بودن نبندند.

(این مقاله به هیچ عنوان قصد تخریب یا بی ادبی به مرجع بزرگوار آیت اله مکارم شیرازی را ندارد، تنها دغدغه ای است که به نظرم آمد و آنرا با دیگران در میان گذاشتم. شاید هم اشتباه از من سراپا تقصیر است)

+ نوشته شده توسط صحراکرد در شنبه بیست و سوم شهریور 1392 و ساعت 8:59 |
در جریان رای اعتماد به کابینه روحانی در مجلس سخنانی در مورد بعضی از بازیگران فتنه و آقازاده ها مطرح شد. در مورد افرادی نظیر نجفی و مهدی هاشمی رفسنجانی. البته این سخنان که از سوی افرادی نظیر رسایی مطرح شد شاید با کمی عصبانیت هم همراه بود. من که هیچوقت پز روشنفکری نداشتم و نخواهم داشت. اما اگر کمی هم داشتم امروز این نقاب را از چهره کنار میزدم و با صدای و بلند فریاد میزدم که بله من هم عصبانی هستم. اصلا چرا عصبانی نبود. مگر ما غیرت نداریم؟ تعصب نداریم؟ مگر احمد متوسلیان که گفت اگر بنی صدر (رئیس جمهور قانونی و البته محبوب آن دوران) به جبهه ها بیاید من خود او را با آر پی جی میزنم کار بدی کرد؟ باید به او هم میگفتیم در ادبیاتت تجدید نظر کن؟ اصلا چرا وقتی شهدا (رزمندگان از میان رفته دیروز) عصبانی میشدند و مانند حاج همت رگ گردن کلفت میکردند یا مانند حاج احمد حتی سیلی میزدند قشنگ بود اما زمانیکه امروز امثال رسایی (رزمنده حی و حاضر و زنده) عصبانی میشود و رگ گردن کلفت میکند و در مقابل آقازاده ها می ایستند همگی صلح طلب و مودب میشوند. عده ای مانند جلالی و مطهری و توکلی عصبانی میشوند و به او میتازند، عده ای هم خود را پشت کلمات پنهان میکنند و از مودب بودند و رعایت شئون سخن میگویند. اما من میگویم که او حق دارد عصبانی شود و اگر از این عصبانیت بمیرد به خوش غیرتی مرده. مجوزش را هم مولا علی صادر کرده. مگر مردن از بردن خلخال از پای زنان کمتز است از مردن از عصبانیت حضور دوباره عده ای که تا همین دیروز از مردم تا رهبری و از رهبری تا امام و از امام تا امام حسین (ع) را زیرپا گذاشتند. چرا عصبانی نباشیم. از حضور افرادی که تا دیروز در کف خیابان شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه میدادند در مجلس . آنهم نه برای محاکمه. که برای گرفتن رای اعتماد. کسانی که حتی حاضر نیستند نام فتنه بر آن همه جنایت بگذارند. و چرا عصبانی تر نباشیم از حمایت آقایان به اصطلاح اصولگرایی که هرکدام ماله ای به دست گرفتند برای ماله کشی بر گند و کثافت این فتنه گران. این چه مجلس انقلابی است که هنوز داغ دل مادر غلام حسین کبیری تازه است قاتلانش را تبرئه میکند. بنظر میرسد علی لاریجانی زودتر از برادرش دست به کار تبرئه خاندان هاشمی شده. آیت اله لاریجانی که با کش دادن پرونده مهدی هاشمی قصد این کار را داشت. اما علی لاریجانی امروز با خواندن جوابیه سراسر توهین مهدی هاشمی به سخنان دیروز نمایندگان این کار را کرد. چطور است که این مجلس و آن رئیس ظاهرا انقلابی اش به فحشهای مهدی و فائزه به رهبری واکنش نشان نمیدهد، اما به اعتراض نمایندگان به مهدی هاشمی چرا. و چقدر این دو برادر به هم شبیه اند. آن یکی نیز به فحش و بد و بیراه فائزه حتی در مصاحبه های رسمی تلویزیونی به رهبری واکنشی نشان نمیدهد اما به فحشهای یک بچه بسیجی به فائزه را بر نمی تابد و فی الفور دستگیرش میکند. چطور است که این خاندان همیشه و همه جا حق دارند. حق دارند به مردم فحش بدهند، آنها را بزنند، آنها را تحقیر کنند، در مقابل دوربینها گستاخانه مردم را به شورش دعوت کنند، به رهبری و امام فحش بدهند، رشوه بگیرند، اختلاس بکنند. اما کسی حق ندارد از گل نازکتر به اینان بگوید. من هم عصبانی ام. عصبانی از خون پایمال شده حسین غلام کبیری و دیگر شهدای فتنه. عصبانی از اینکه کسانیکه به برکت و جوشش همان خون امروز در این مملکت جاخوش کرده اند خون آنان را پایمال میکنند. یک مثل محلی است که میگوید: هرکجا کاره، حسین براره، هرکجا مزده، حسین دزده. حالا هم هرکجا مملکت در خطر است بچه بسیجی ها و انقلابی ها سرابازان خط مقدم جبهه اند، هرکجا آسایش است آنها انسانهای عصبانی و بی تربیت و خشکه مقدس اند. خدا به داد این ملت برسد.

+ نوشته شده توسط صحراکرد در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392 و ساعت 11:3 |
تیم ملی بسکتبال ایران با کسب 9 پیروزی پی در پی و شکست تیم میزبان (فیلیپین) در دیدار نهایی با نتیجه قاطع 85 بر 71 بعنوان قهرمانی این رقابتها دست یافت و به جام جهانی بسکتبال نیز راه یافت. این در حالیست که همیشه محمود احمدی نژاد و دولت او متهم به نابود کردن ورزش ایران و گرفتن بدترین نتایج تاریخ ورزش در این دوران بودند. شاید علت این ادعاها نرفتن ایران به جام جهانی 2010 و نتایج متوسط در المپیک 2008 چین بود. اما این همه واقعیت نیست. واقعیت این است که ورزشکاران ایرانی در دوران محمود احمدی نژاد افتخارات بزرگی کسب کردند که منتقدان و مخربان همیشگی دولت هیچوقت به آنها نپرداخته و آنها را کمرنگ میکردند. ایران در المپیک 2012 لندن با کسب 4 مدال طلا، 5 نقره و 3 برنز و با کسب رده هفدهم المپیک بهترین نتیجه تاریخ ایران را رقم زد. در همین المپیک کشتی فرنگی به قهرمانی المپیک و کشتی در مجموع به نایب قهرمانی المپیک رسید. همچنین ایران در بازیهای آسیایی 2010 با کسب 20طلا، 12نقره و 25 برنز به مقام چهارم که بهترین نتیجه تاریخ ایران است رسید. قبل از آن نیز در سال 2006 در همین مسابقات ایران با 11طلا، 15 نقره و 22 برنز، ششم شده بود که تا آن تاریخ بهترین نتیجه ایران بود. در بسکتبال ما برای اولین بار در 2008 به المپیک راه یافتیم. تیم ایران در دوران احمدی نژاد 3 بار قهرمان آسیا و 2 بار سوم بازیهایی آسیایی را کسب کرد. در حالیکه بهترین نتیجه قبل از آن تاریخ مقام پنجمی در قهرمانی آسیا و هفتمی در بازیهای آسیایی بود. در والیبال نیز ایران برای اولین بار به لیگ جهانی راه یافت و با شکست دادن تیمهایی همچون ایتالیا و صربستان و کوبا و آلمان و با کمبود تنها یک امتیاز از رفتن به دور بعدی جا ماند و پدیده مسابقات شد . ما در والیبال قهرمانی آسیا نیز یکبار قهرمان و یکبار نایب قهرمانی شده ایم که قبل از این دولتها بهترین مقام ما سوم بود. و اینکه فوتبال ما برای اولین بار قاطعانه و بعنوان تیم اول گروه و بدون اما و اگر به جام جهانی راه یافت. به همه اینها اضافه کنید موفقیتهای بی شمار جوانان والیبال و بسکتبال، تکواندو (که برای اولین بار قهرمان جهان شد)، جانبازان و معلولان، دو و میدانی (که برای اولین بار صاحب نقره المپیک شد) و بسیاری از رشته های دیگر. و دست آخر به قول گویندگان خبر شما را به خبری که هم اکنون به دستم رسید جلب میکنم: "رامین صفویه نماینده وزن منفی 90 کیلوگرم کشورمان با درخشش در رقابتهای جودو قهرمانی نوجوانان جهان برای اولین بار در تاریخ جودوی نوجوانان ایران به مدال جهانی دست یاقت."

+ نوشته شده توسط صحراکرد در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 و ساعت 10:18 |
در طی دوران دولت دهم بارها شاهد زدن سیلی از سوی نمایندگان مجلس به دولتیان بودیم. زدن سیلی به مرادی رئیس سازمان هدفمندی یارانه ها به بهانه دروغ خواندن آمار او (بدون توجه به نظر رهبر معظم انقلاب که خواسته بود تا آمار رسمی دولت را زیر سئوال نبرند)، سیلی نماینده مجلس به یکی از دولتیان به بهانه تلاش برای متقاعد کردن نمایندگان مجلس برای پس گیری طرح استیضاح عباسی (که البته مجلس مدعی بود ایشان پیشنهاد رشوه کرده اند)، و زدن سیلی نماینده فریمان به یک بخشدار. کاری به درستی یا نادرستی این سیلی ها نداریم. مسئله اینجاست که اگر زدن آن سیلی ها همه در راه خدا و خدمت به خلق بوده آیا باز هم باید شاهد سیلی زدن نمایندگان به دولت جدید باشیم؟ یا آن همه سیلی فقط و فقط به صورت احمدی نژاد نواخته میشد و نه صورت روحانی تحملی برای سیلی دارد و نه دست نمایندگان جراتی برای این کار. محمد سلیمانی نماینده مجلس امروز طی یادداشتی به لابی های گسترده و غیرمتعارف نمایندگان وزرا در راهروهای مجلس اشاره کرده است او گفته است: "این روزها شاهد حضور انواع و اقسام افراد در راهروهای مجلس برای انجام لابی‌گری به نفع وزیر هستیم. این افراد عمدتاً متعلق به جناح سیاسی خاص اصلاح‌طلبان هستند و اتفاقاً فراوان از بخش تندرو این جناح می‌باشند. در راهروهای مجلس شاهد لابی‌گری‌های حرفه‌ای از نمایندگان ادوار گذشته مجلس، خصوصاً مجلس ششم، معاونین وزرا و مدیران کل دوران دولت‌های سازندگی و اصلاحات، سیاسیون حرفه‌ای و با سابقه هستیم. از جمله مطالبی که بیان می‌کنند می‌توانم چند مورد را ذکر کنم: «ایشان (وزیر پیشنهادی) هر چه شما گفتید عمل می‌کند»، «او اهل تعامل (یعنی بده و بستان) است»، «من (فرد لابی کننده) قول می‌دهم هر مدیری را خواستید ایشان بگذارد «وزیر پیشنهادی به من (فرد لابی کننده) اختیار داده است به شما اطمینان بدهم حتی معاونین وزیر و مدیران استانی را طبق نظر شما نصب کند»، «ایشان در فتنه نقشی نداشته است»، «اینکه می‌گویند ایشان با سران فتنه همراهی کرده است دروغ است»، «ایشان واگذاری پروژه‌های اقتصادی در استان را با نظر شما انجام می‌دهد»، «ایشان فردی سالم و بدون حاشیه است، و بین کارمندان وزارتخانه بسیار محبوب است»" این لابی ها آنقدر ادامه پیدا کرد که لاریجانی از وزرا خواسته تنها با هیئتی 3 یا 4 نفره به مجلس بیایند. حال باید دید نمایندگان مجلس هنوز هم نگران شأن مجلس هستند یا خیر؟ هنوز هم دستشان قدرت چک زدن دارد یا خیر؟ سکوت این روزهای نمایندگان همیشه منتقد و مخربی مانند توکلی و مطهری که این را نشان نمیدهد. انگار تنها صورت احمدی نژاد باید سیلی میخورد تا دیگر کسی در قد و قواره های او هوس نکند تا در این مملکت به قدرت برسد. اصلا وقتی مملکتی هاشمی دارد، خاتمی و موسوی و کروبی و روحانی و زنگنه و ناطق دارد چه احتیاج به رئیس جمهور جدید.

+ نوشته شده توسط صحراکرد در یکشنبه بیستم مرداد 1392 و ساعت 9:59 |
ارتباط بهینه و فراگیر با کشورهای بزرگ اسلامی منطقه نظیر عربستان، مصر و ترکیه همیشه برای مردان سیاست ایران مهم و برای برخی یک رویا به شمار می آمده است. این واقعیت که همکاری این کشورها بعنوان کشورهای پیشرو و شاید رهبران جهان اسلام باعث وحدت کل جهان اسلام میشود و با توجه به اینکه اکثر منابع انرژی جهان و اکثر مناطق استراتژیک دنیا در این کشورها قرار دارد آنگاه میشود براحتی در برابر دنیای غرب و ابرقدرتهای آن ایستاد همیشه مردان سیاست این کشورها را به سوی رابطه با یکدیگر سوق داده است. البته اگر این ارتباط در یک بستر درست و اصولی انجام پذیرد نقطه عطف بزرگی برای جهان اسلام به شمار می آید. اما تاکنون این آرزو به مرزهای واقعیت هم نزدیک نشده است. که برای این امر دلایل مختلفی نیز وجود دارد. شاید یکی از آنها سرسپردگی و اطمینان کامل سران برخی از این کشورها به دنیای غرب در طول تاریخ بوده است. زمانیکه در مصر جمال عبدالناصر به رویارویی با غرب و اسرائیل پرداخت در کشورهای ایران و عربستان و ترکیه کسانی در مسند قدرت بودند که به دشمنان ناصر یاری میرساندند. زمانی هم که در ایران امام خمینی (ره) رهبری انقلابی را برعهده گرفت که یکی از اصول بنیادی آن روبارویی با ظالمان و ابرقدرتان غرب و شرق و اسرائیل بود روسای مصر مشغول مذاکرات با اسرائیل و دیگر کشورها هر روز به میزان سرسپردگی شان به غرب بیشتر میشد. و زمانیکه دولت عثمانی به رویارویی با بخشی از دنیای غرب مشغول بود در ایران احمد شاه بر مسند قدرت بود که نه توان رویارویی با غرب را داشت و نه میلی به این کار داشت. مصر که آنگاه تحت الحمایه بریتانیای کبیر بود و حکام عربستان هم که به خیانت به عثمانی و همراهی با بریتانیا مشغول بودند. در کشور ما نیز از اول انقلاب تاکنون بسیاری از مسئولان و سیاستمداران خواستار ارتباط با این کشورها و مخصوصا عربستان سعودی به هر نحوی بودند. و این زمانی بود که امام خمینی (ره) میفرمود: "ما اگر از صدام بگذریم. ما اگر مساله قدس را فراموش کنیم. ما اگر از جنایت های آمریکا بگذریم. از آل سعود نخواهیم گذشت" و آل سعود همان حکومتی است که از ابتدای انقلاب تاکنون همواره به دشمنی با ایران پرداخته، بیشترین همراهی را با صدام انجام داده، بیشترین همراهی را با امریکا واسرائیل انجام داده، وظیفه کمبود نفت ایران در طی تحریم را بعهده گرفته، بدترین رفتار را با حجاج ایرانی داشته و دستش به خون حاجیان ما آلوده است. در چنین شرایطی که عربستان این رفتار را دارد و هیچگاه نشانه ای از پشیمانی در رفتار او دیده نشده است باز مسئولان ما خواستار رابطه با او هستند. حجت الاسلام حسن روحانی در اولین نشست مطبوعاتی خود پس از انتخابش بعنوان ریاست جمهوری ایران جمله ای داشت به این مضمون: " ما خواستار روابط مناسب با همه کشورهای منطقه بویژه عربستان هستیم" حال آنکه همین عربستان نه خود در مراسم تحلیف روحانی شرکت کرد و نه اجازه شرکت عمرالبشیر رئیس جمهوری سودان را داد. آیا روحانی هنوز هم علاقه ویژه به ارتباط با عربستان دارد؟

+ نوشته شده توسط صحراکرد در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392 و ساعت 10:15 |
گزارش حادثه 22 بهمن قم در مجلس شورای اسلامی بالاخره قرائت شد. من که شخصا از این گزارش شوکه شدم. از این همه دقت و موشکافی، این همه مصاحبه و تحقیق از خیل عظیم ارگانهای دولتی و سیاسی و امنیتی، این همه رک گویی و متهم کردن نهادهای انقلابی، که شاید یک دهم اینها از طرف مجلس برای فتنه سال 88 هم اتفاق نیفتاده باشد. این گزارش از مصاحبه و تحقیق با "اطلاعات ناجا، مسئولین قضایی استان و پاره‌ای از اعضای شورای تأمین استان قم و جلسات مستمر با ریاست محترم قوه قضائیه، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی، معاون اول محترم قوه قضائیه، دادستان محترم کل کشور، وزیر محترم اطلاعات، امام جمعه محترم قم، استاندار محترم قم، مدیرکل محترم اطلاعات استان قم، دادستان محترم ویژه روحانیت استان قم، فرماندهی محترم سپاه علیّ‌بن ابی‌طالب(ع)، مدیرکل محترم صدا و سیمای استان قم، فرماندهی محترم نیروی انتظامی استان قم، دادستان محترم عمومی و انقلاب شهرستان قم، مراجع عالی‌قدر و تعدادی از اعضای جامعه مدرسین و شخصیت‌های دینی و شاهدان صحنه" سخن میگوید و همچنین استانداری قم، سپاه پاسداران قم، اطلاعات قم و فرماندهی انتظامی قم را در این حادثه مقصر میداند. در این گزارش به موارد جالبی هم بعنوان سند و مدرک اشاره شده است از جمله: اینکه گروه سرود نوجوانان بعد از اجرای سرود سن را ترک کرده اند، عده ای به مسئولان نشسته در ردیف اول گفته اند: از اینجا برخیزید چون ممکن است مهر و کفش به شما برخورد کند، پیامکی حاوی "آفرین بر شما و یارانتان که چه عاشقانه به رهبرتان لبیک گفتید!" در آن روز ارسال شده است و ... . و نکته جالب دیگر این که در چند جای این گزارش به این مورد اشاره شده است که رهبر انقلاب و مراجع عظام از این مسئله ناراحت هستند و خواستار پیگیری آن بوده اند. اینکه مجلس دغدغه ناراحتی رهبر و مراجع عظام را دارد، اینکه برای تهیه یک گزارش انقدر به خود زحمت میدهد و موشکافانه موضوع را بررسی میکند، اینکه انقدر بی پروا و بدور از تعارف مقصرین حادثه را اعلام میکند جای خوشحالی و سپاسگزاری دارد. اما سئوال اینجاست که آیا مجلس شورای اسلامی برای حوادثی از این دست که در خود گزارش هم آمده است هم اینچنین با دقت و سریع و وسیع عمل میکند؟ آیا مجلس برای پی گیری فتنه هم اینچنین سرعت و دقت به خرج داده است؟ آیا زمانیکه بارها و بارها از تریبون مجلس، در دانشگاه ها، در رسانه ها به شخص دوم مملکت بدترین نسبت ها داده شد، بدترین تهمت ها و بیشترین تخریب ها انجام شد مجلس یک دهم این دقت و سرعت را برای پیگیری آن به خرج داد. البته از این دست تناقضات در مجلس کم نیست. یادمان نمیرود که مجلس تمام توان خود را برای ماجرای کوی دانشگاه گذاشت و بدینگونه فتنه 88 را که هنوز هم در سخنان رهبر به آن اشاره میشود به فراموشی سپرد. انگار هرکجا نامی از برادران لاریجانی باشد مجلس و قوه قضاییه به بهترین نحو کار خود را انجام میدهند و اگر نباشد باید روال عادی طی شود.

+ نوشته شده توسط صحراکرد در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392 و ساعت 9:40 |
کابینه روحانی مشخص شد. کابینه ای که همه از آن انتظار داشتند. و علت آن هم سخنان روحانی در دوران تبلیغات بود. اصلاح طلبان گمان میبردند سند شش دانگ معاون اولی برای عارف خواهد خورد و چند وزیر هم نصیب آنان خواهد شد. و برخی اصولگرایان ساده دل هم خیال میکردند شعار فراجناحی روحانی واقعیت دارد و البته با وجود مجلس اصولگرا چند وزیر هم نصیب آنان خواهد شد. البته این روزها سوای عده ای که کاملا سرخورده شده اند عده ای هم مشغول دلداری به خود هستند. اصلاح طلبان که به استناد حضور برخی وزرای خاتمی خود را سهیم میدانند و اصولگرایانی که به استناد حضور رحمانی فضلی و پورمحمدی و جنتی. اما باید قبول کرد که دولت روحانی کاملا جناحی است. و قریب به اتفاق وزرای کابینه تکنوکرات و از نزدیکان کارگزاران و راست ستنی هستند. اگر هم تعدادی از آنها در کابینه خاتمی حضور داشتند بعلت نزدیکی اصلاح طلبان و هاشمی بود که البته آن روزها پنهانی انجام میشد. جنتی و پورمحمدی هم که بواسطه حضور در دولت  احمدی نژاد بعنوان سفیر و وزیر اصولگرا شناخته میشوند در دولت هاشمی و خاتمی حضور داشتند. نکته جالب دیگر خوابی بود که دادکان برای خود دیده بود. او که بیشترین حملات را به احمدی نژاد و نزدیکانش اعم از علی آبادی و کفاشیان و سعیدلو و عباسی داشت و روزی گفته بود افتخار زندگیش گرفتن جایزه از دست خاتمی و اخراجش توسط علی آبادی است این روزها بعنوان یکی از گزینه های وزارت ورزش مطرح بود. اما دیدیم که روحانی بجای انتخاب دادکان که فوتبالی بود و تحصیلاتش هم مربوط به تربیت بدنی سراغ یک لیسانسه علوم سیاسی رفت که سابقه یک روز مدیریت در ورزش را هم ندارد. و دید که روحانی به هیچ عنوان حاضر نیست رفقایش را کنار بگذارد. البته روحانی حق دارد که از همفکران خود در کابینه استفاده کند تا یک کابینه همراه داشته باشد. اما این مطلب را باید به آنانی فهماند که انتظار داشتند احمدی نژاد از تمام جناح ها و احزاب وزیر بگیرد و او را بخاطر استفاده از همراهانش در شهرداری و دانشگاه علم و صنعت شماتت میکردند.

+ نوشته شده توسط صحراکرد در سه شنبه پانزدهم مرداد 1392 و ساعت 11:13 |